محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
16
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
يكى از روزها كه با أبو علي بن حازم بن ساحل عدن نشسته وبر دريا مىنگريستم ، بمن گفت : چرا انديشناك هستى ؟ گفتم : مؤيّد باد شيخ ! سرگردان اين دريايم ! با اختلافها كه در آن است ! شيخ امروز از داناترين مردم بر آن است ، زيرا كه أو پيشواى بازرگانان است وكشتىهايش همواره سراسر آن را مىپيمايند ، اگر لطف كرده آن را طورى برايم توصيف نمايد كه شك را از دلم بزدايد نيكوكاريست ! گفت : بر كارشناس آمدى ! پس شن را با دست خود صاف كرده دريا را بر آن نقش بست ، نه طيلسانى بود ونه پرندهاى ! كرانههائى دندانهدار وشاخههائى چند برايش نهاد ، پس گفت : دريا چنين است وصورت ديگر ندارد ، ومن آن را بسادگى بر مىكشم ، خليجها وشاخهها را رها مىكنم ، جز شاخهء « ويله » ، براي شهرتى كه دارد ونيازى شديد كه بدان هست وبسيارى سفرها كه در آن است . موارد اختلاف را رها مىكنم وآنچه مورد اتفاق است مىكشم . بهر حال آن دريا بر سه چهارم جزيرة العرب مىگردد وو همچنانكه گذشت دو زبانه دارد ، يكى بسوى مصر وحجاز مىرود ودر جائى از ديگرى جدا مىشود كه « فاران » ناميده مىشود « 1 » . بزرگى اين دريا وگسترش آن ميان عدن وعمان است ، تا آنجا كه گشاديش به پيرامن ششصد فرسنگ مىرسد ، سپس زبانهء ديگر به آبادان مىرود . ترسگاهها : جبيلان يكى از جاهاى خطرناك منطقه است كه جاى غرق
--> ( 1 ) ترجمهء نسخهء بدلي كه در حاشيهء ص 11 چ ليدن هست چنين است : بي گمان اين دريا را دو شاخه است ، يكى به « ويله » مىرود وديگرى به « قلزم » ويك خليج نيز دارد كه به « آبادان » مىرود .